الشيخ الأميني ( مترجم : جمعي از مترجمين )
154
الغدير ( فارسي )
باشد اين دعوتشدگان ، چهل تن بودند و همه از رجال عرب بشمار مىآمدند اينها خاندان طه و بستگان نزديك پيغمبر بودند كه اسلام به ايشان اميد داشت چون به خدمت آمدند ، پيغمبر با پاكدلى خوش آمد و تهنيت گفت . آنگاه كه در جاى خويش آرميدند و سفره اى اشتها انگيز گسترده شد آنها به خوردن پرداختند و پيغمبر به خدمت برخاست تا خوراك گوارايشان باشد غذاها را خوردند و شيرها را نوشيدند ، و خداوند كفايت كننده بود چه خوراك ، آنچنان كه بود ، باقى ماند و به خدا سوگند ، آن طعام به اندازه اى كم بود كه گرسنه اى را سير نمىكرد . اين معجزهء مصطفى بود و اين سخن از على است ، ما از قول او بازگو مىكنيم . سپس پيغمبر به يادآورى و پرده بردارى از اسرار بعثت خود پرداخت و ابى لهب بىدرنگ سخن پيمبر را قطع كرد و حق را سخت به گمرهى آميخت و گفت : اى مردم ، طه با اين خوراك شما را جادو كرد . هان از گمرهى و سرگردانى بپرهيزيد . برخيزيد و محمد را رها كنيد تا او ديگران را با دعوت خود بفريبد و آنها را دريابد . پيغمبر يك بار ديگر آنها را دعوت كرد ، و حيدر كرار كارگزار و سرپرست پذيرائى بود و آنان دوباره بر خوان طعامى كه محمد پخته بود ، گرد آمدند . پس پيغمبر فرمود : پيش از اين هيچ كس براى مردم خود ، اين همه نيكى را كه من براى شما آوردهام نياورده است ، چون به پناهگاههاى درخشان اين آئين رو آريد ، خير دنيا و آخرت شما تأمين مىشود اينك آنكه از ميان شما با من همكارى كند برادر و جانشين من و باغبان بوستان دين خواهد بود . افسوس پاسخگوئى كه با خرسندى به او روى آرد و به اين نعمت خشنود باشد نيافت و هر چه بر بيان خود در مورد اين بعثت شكوفا افزود بر تكذيب و نادانى آنان نيز افزوده ميشد ، در اين هنگام ابو لهب فرياد كرد : واى بر تو ، آرى هيچ كس براى قوم خود آنچه تو آوردى نياورده است . دستش بريده باد كه نادانى و كفر ، وى را در دركات دوزخ سرنگون و نابود